ضرورت بازتنظیم پیوند راهبردی با چین

به گزارش «راهبرد معاصر»؛ با نگاهی به تجربیات دهه 80 و چالشهای ناشی از انحراف از دیپلماسی «نگاه به شرق» در دهه 90، مشخص میشود تقابل میان دیپلماسی فعال با شرق و فشارهای ساختاری غرب، هسته اصلی تنشهای کنونی است.
تجربه همکاری با چین در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸، نمونهای موفق از نفوذ اقتصادی در بحبوحه فشارها بود
از دیپلماسی دفاعی تا توسعه روابط با شرق
سوابق تاریخی نشان میدهد حرکت ایران به سمت شرق، واکنشی هوشمندانه به انسدادهای ناشی از فشار هستهای در سالهای ۱۳۸۳ و ۱۳۸۴ بود. در آن دوران، با عبور از نگاههای سنتی و غربزده، ایران توانست با اتخاذ رویکرد دیپلماسی شرق، مسیر جدیدی را برای توسعه روابط با چین باز کند. این چرخش، نه تنها ضرورت امنیتی، بلکه فرصت اقتصادی بیبدیل برای خروج از انزوا بود.
یکی از بزرگترین چالشهایی که مسیر توسعه روابط با چین را با کندی مواجه کرد، حضور نگاههای غربزده در بدنه مدیریتی کشور بود. این تفکر که توسعه روابط با شرق را با کاهش نفوذ غربیها همعرض میدانست، مانعی بزرگ در برابر تصمیمگیریهای راهبردی شد. با وجود این، اعزام هیئتهای بلندپایه و مواجهه مستقیم مسئولان با فناوریهای نوین چینی، توانست بخشی از این بنبست ادراکی را بشکند و لزوم همکاری با شرق را اثبات کند.
میراث دهه 80، دستاوردهای ملموس و فرصتهای از دست رفته
تجربه همکاری با چین در سالهای ۱۳۸۴ تا ۱۳۸۸، نمونهای موفق از نفوذ اقتصادی در بحبوحه فشارها بود:
- تثبیت حضور: ثبت موفقیتآمیز نزدیک به ۴۰۰ شرکت چینی در بازار ایران
- جهش تجاری: افزایش چشمگیر حجم مبادلات تا سطح ۳۰ میلیارد دلار
- انقلاب صنعتی: استفاده از فناوریهای چینی برای تأمین خطوط تولید صنایع بستهبندی و الکترونیک (SMT) با هزینهای بسیار کمتر از نمونههای اروپایی و آمریکایی
- نقطه ضعف کلیدی: تمرکز بیش از حد بر واردات کالاهای مصرفی و تمرکز نکردن بر سرمایهگذاریهای زیربنایی و انتقال دانش فنی در ابعاد کلان
دوران تغییر رویکرد از دیپلماسی نگاه به شرق به سمت تلاش برای بازگشت به نظام غرب، به تضعیف جایگاه راهبردی ایران منجر شد. این انحراف، نه تنها باعث خروج تدریجی سرمایهگذاران و شرکتهای چینی از بازار ایران، بلکه باعث شد ایران در دورانی که نیاز به پیوند با ابرقدرتهای نوظهور داشت، با چالشهای انزوای سیاسی و اقتصادی مواجه شود.
تحلیل تقابل کنونی
تحلیل رفتار فعلی آمریکا نشان میدهد تقابل با ایران، صرفاً بحث امنیتی نیست؛ بلکه ابزاری برای پیشگیری از شکلگیری بلوک قدرتمند متشکل از ایران، چین و روسیه است. هدف اصلی آمریکا، ایجاد شکاف میان تهران و پکن است تا مانع تثبیت قدرت اقتصادی و سیاسی چین در خلیج فارس و غرب آسیا شود. در واقع، جنگ و فشارهای کنونی، تلاشی است برای بازگرداندن ایران به مدار کنترل غرب و جلوگیری از تثبیت نفوذ چین در این منطقه حساس.
برای عبور از بحرانهای پیش رو، ایران نیازمند گذار از دیپلماسی تدافعی به «دیپلماسی فعال شرقگرا» است. این موضوع مستلزم موارد زیر است:
- فعالسازی بیدرنگ و با تمرکز بالا بر قراردادهای راهبردی (ازجمله قرارداد ۲۰ ساله با چین)
- رفع ناکارآمدیهای دستگاههای اجرایی در پیگیری تعهدات بینالمللی
- استفاده هوشمندانه از حمایتهای دیپلماتیک چین در سازمان ملل متحد و سایر عرصههای جهانی